آناتومی اجزای دستگاه تنفس: ادامه شش چپ
Left Upper Lobe (LUL)
Left Lower Lobe (LLL)
و یک فیشور به اسم:
Major Fissure
The Left Upper Lobe (LUL)
The Left Lower Lobe
Left Upper Lobe (LUL)
Left Lower Lobe (LLL)
و یک فیشور به اسم:
Major Fissure
The Left Upper Lobe (LUL)
The Left Lower Lobe
شش پايه اي ترين ارگان تنفسي است كه از نظر آناتوميكي در راست و چپ كمي با هم متفاوتن طوري كه در راست 3 لوب و در چپ 2 لوب دارد. حالا بقيه شو تو شكل ببينين كه از هر نوشته اي واضح تره!


پس ریه راست ۳ تا لوب داره . شامل:
Right Upper Lobe (RUL)
Right Middle Lobe (RML)
Right Lower Lobe (RLL)و ۲ تا فیشر داریم:
Major Fissure (aka oblique fissure)
minor fissure (horizontal fissure
The Right Upper Lobe
The Right Middle Lobe
The Right Lower Lobe
درخت برونشي :
ناي به 2 تا برونش اصلي تقسيم ميشه كه در ناف ريه وارد ريه ميشن كه در اين محل شريان و و ريد و لنف هم وارد ميشن و اطراف اونا رو بافت هم بندب احاطه كرده كه بهش مي گن : pulmonary root
لوبول هاي يوي ساختمان هاي هرمي شكلي اند كه رأسشان به طرف ناف ريه است.
اپيتليوم برونشيول هاي انتهايي حاوي سلول هاي كلارا (clara) ست . اين سلول ها حاوي گرانول هاي ترشحي اند كه پروتئين هايي ترشح ميكنند كه برونشيول را در برابر مواد اكسيداتيو و التهاب حفاظت مب كنند.
برونشيول هم چنين اجسام نورواپيتليالي دارن كه حاوي گرانول هاي ترشحي اند كه به تغييرات تركيب گاز هاي درون مجرا واكنش نشان مي دهد . كه البته به نظر مي رسد كه در روند ترميمي سلول ها هم نقش دارد.
برونشيول هاي تنفسي :
در ديواره آن ها آلوئول قرار گرفته اند كه هر چه به انتها مي رويم به تعداد اونا افزوده ميشه . ديواره بين آلوئوله ها از جنس مكعبي مژه دار است اما در فضاي الوئول مژه وجود ندارد.
آلوئول ها مسئول ساختمان اسفنجي ريه ها هستند. آلوئول ها شبيه پاكت هاي كوچكي اند كه كه از يك طرف باز اند مثل حفره هاي لانه زنبور.
Blood-air barrier: شامل 2 لايه اپيتلويم سنگفرشي 2 آلوئول است و مويرگ ها و بافت هم بند بين آن ها ( interstitial tissue)
رشته هاي الاستيك و رتيكولار درون بافت هم بند طوري قرار ميگيرند كه بتونن راحت انقباض و انبساط آلوئول ها را تنظيم كنند. علاوه بر اين اين رشته ها از مويرگ هاي ريوي هم حمايت ميكنند.
پوشش آلوئول ها 2 نوع سلول دارد: 1. نوموسيت۱ : ۹۷٪ سطح آلوئول ها را مي پوشاند
2. نوموسيت II : در بين نوع I پراكنده شده اند كه 2 وظيفه دارند :
1. ترشح سورفاكتانت: به وسيله اجسام تيغه ای موجود در آن ها (lamellar body)
اين اجسام در هفته هاي آخر حاملگي به وجود ميان
2. ميتوز و ايجاد نوموسيت I
برونش ها انشعاباتي از تراشه اند كه در محاذاتT5 از آن جدا ميشن. دو برونش اصلي راست و چپ داريم: (Left Main Bronchus (LMB و Right Main Bronchus (RMB) كه اين دو تفاوت هايي از نظر ساختاري با هم دارن به طوري كه RMB نسبت به LMB كوتاه تر ، گشاد تر و با زاويه كمتري نسبت به ناي قرار دارد.
طول برونش ها با غضروف هاي O شكل پوشيده ميشه ( اگه يادتون باشه در ناي C شكل بود). و از نظر هيستولوژي از سلول هاي سنگفرشي مژك دار پوشيده ميشه كه سلول هاي گابلت هم بين آن ها قرار گرفتن كه موكوس تشح مي كنن.
حواستون باشه كه در اين محل هم تبادل گاز نداريم و صرفأ اين جا محلي ست براي عبور گاز!
بذارین یه نکته ی دیگه هم بگم یه وقت جا نیفته!! ![]()
RMB به 3 قسمت تقسیم میشه که بهشون میگن lobar bronchi و LMB به 2 lobar bronchi تقسیم میشه . این lobar bronchi ها خودشون تبدیل میشن به tertiary bronchi یا همون segmental bronchi . حالا هر کدوم از این segmental ها خودشون به primary bronchioles ها تبدیل میشن که اونا هم با تقسیمشون میشن terminal bronchioles. این terminal ها با تقسیم های متعدد respiratory bronchiol ها رو ایجاد میکنن. Respiratory bronchioles ها به alveolar duct ها تبدیل میشن و آن ها هم در انتها alveolar sac ها را ایجاد میکنند.
از نظر عملکردی تا مقطع respiratory bronchioles ها ما تبادل گازی نداریم و این بخش ها همگی باعث انتقال گاز میشن.
از نظر هیستولوژی هم برونشیول ها تا سطح respiratory از سلول های استوانه ای بدون مژک پوشیده شدن و برعکس بروش ها هیچ گونه غضروفی ندارن. Respiratory bronchioles که شروع تبادل گاز از همین محل هست از سلول های سنگفرشی تک لایه و بدون مژک پوشیده شدن که غضروف هم ندارن. البته که همه ی این ساختار ها با کاری که هر قسمت انجام میده متناسبه.
ناي (trachea)
تراشه يا windpipe لوله ايست به طول حدود 10 تا 12 سانتي متر و عرض 16 تا 18 ميلي متر داره كه از مهره C6 شروع شده و تا حدود T6 در حالت ايستاده و تا مهره T4-5در حالت خوابيده ادامه دارد كه اين محل به دو برونش اصلي راست و چپ تقسيم ميشه. يه سري غضروف هاي نعلي شكل( يا c-shape) به تعداد 16 تا 20 تا طولش را احاطه كردن.
از نظر بافت شناسي حاوي از سلول هاي استوانه اي مژك داري پوشيده شده و همچنين در آن سلول هاي گابلت هم وجود دارد كه موكوس ترشح ميكنن.
به قسمت قدامي تراشه convex ميگن كه در پشت تيروئيد است. تراشه از خلف هم با مري esophagus)) مجاورت داره.
عملكرد اصلي ناي انتقال هواست اما در cleaning و moistening هوا هم نقش داره
انقباض عضله و تنگ شدن مجراي ناي ناشي از ناي در رفلكس سرفه نقش دارد .
كاهش قطر ناي كه بعد از انقباض عضله رخ مي دهد باعث افزايش سرعت هواي بازدمي مي شود كه همين مسأله باعث پاك شدن راه هوايي مي شود.

حلق ( pharynx)
بخشي از گلو (throat) ست كه به 3 قسمت تقسيم ميشه:
· nasopharynx (epipharynx)
· oropharynx (mesopharynx)
· laryngopharynx (hypopharynx)
كه ديگه با جزئيات هر كدوم كاري نداريم ( البته اگه اونا هم با ما كاري نداشته باشن!
)
حفره بيني
شامل: 1. دهليز (vestibule) در خارج ← پوشش خارجي بيني وارد سوراخ ها يا پره هاي بيني (narse) ميشه
اطراف سطح داخلي پره ها غدد سباسه و عرق متعدد + موهاي ضخيم و كوتاه ( vibrissae) قرار دارد.
نكته : در داخل وستيبول اپيتليوم ماهيت شاخي خود را از دست مي دهد و قبل از آن كه وارد حفرات بيني شود به تدريج به صورت اپيتليوم مشخص تنفسي در مياد.
2. حفرات بيني ( nasal fossae ) در داخل ← دو محفظه غاري ( covernous chamber ) داريم كه با septum از هم جدا ميشن.
در ديواره جانبي اين حفرات 3 برامدگي به نام شاخك ( conchae) داريم كه شامل:
1. شاخك فوقاني : پوشيده شده با اپيتليوم بويايي
2. شاخك مياني : پوشيده شده با اپيتليوم تنفسي
3. شاخك تحتاني: پوشيده شده با اپيتليوم تنفسي
در نتيجه تماس هوا با اپيتليوم موكوسي هوا گرم و مرطوب ميشه كه بعدأ توضيح داده ميشه .( warm and moisten).
نكته : دورن لامينا پروپرياي شاخك ها شبكه وريدي به نام swell body وجود داره كه گاهي در يك طرف از خون پر شده و باعث اتساع مخاط شاخك ها و كاهش هم زمان هوا ميشه كه در اين حالت هوا از طريق حفره ديگر منتقل ميشه.
خب فايده اين كار چيه؟ جريان هوا در اين حالت كم ميشه و باعث جلوگيري از خشك شدن اپيتليوم تنفسي ميشه.
گرم شدن هوا چه جوري صورت ميگيرد؟ حفره ي بيني سيستم عروقي غني دارد كه در نزديكي ضريع شبكه اي ايجاد ميكنند كه از آن شاخه هاي قوس دار به طرف سطح ميرن . در اين عروق قوس دار خون از عقب به طرف جلو ( در خلاف جهت حركت هواي دمي) ميره كه همين موضوع ( countercurrent) هوا رو گرم ميكنه.
بويايي
اپيتليوم بويايي شامل : 1. سل هاي پشتيبان ( supporting) : محتوي يك رنگدانه به رنگ زرد روشن است كه رنگ مخاط بويايي را مي وجودد.
2. سل هاي بويايي : نورون هاي دوقطبي اند كه توليد پتانسيل به بودار واكنش نشان مي دهد.
نكته : لامينا پروپرياي اپيتليوم بويايي داراي غدد بومن اند كه با يك مايع باعث پاك سازي مژه هاي بويايي دسترسي آن ها به مواد بودار ميشه
3. سل هاي قاعده اي
بيني 2 سوراخ داره كه بهشون ميگن nostrils
در سقف بيني olfactory epithelium قرار دارد كه در آن رسپتور هاي مخصوصي ست كه به انواع مولكول هاي بو حساس اند كه هر كدام از اين رسپتورا بوي خاصي رو ميگيرن. حالا.... وقتي اين رسپتورا تحريك شدن سشگنال رو از طريق عصب بويايي ميفرستن به olfactory bulb و بعد از اونجا به مغز ميره و درك ميشه. كاراي ديگه ي بيني:
كمك به چشايي ( taste)
کمک به تولید صدا ( voice):
The air resonating in nose assists in giving the voice its particular sound
حالا... یه نگاه کلی بهش بنداز .....
خب حالا یه کم ریز تر واردش میشیم:
|
Figure 1: Frontal 1 - glabella |
![]() | |
|
1 – infratip lobule |
![]() | |
|
1 - glabella |
![]() | |
|
1 - glabella |
![]() | |
|
| ||
|
1 - nasal bone |
![]() | |
|
1 - nasal bone |
![]() | |
|
1 - tip-defining point |
![]() |
|
|
| ||
|
1 – quadrangular caratilage |
![]() | |
|
| ||
|
A: Elevator muscles - |
![]() | |
|
1 – dorsal nasal artery |
![]() | |
دستگاه تنفس (respiratory system):
سلام
فك كردم با يه مطلب علمي شروع كنم بهتره ولي دلم نيومد تعارفات روزمره ي مخصوص ايراني ها رو كنار بذارم و حالو احوال پرسي نكنمو يه بيت شعر مشت هم نذارم!!
مهربان
آنقدر شاعرم امشب که فقط ،
سایه مهرتورا کم دارم
باتو هستم
ای سراپا احساس
خون تو در رگ من هم جاریست ،
جنس ما جنس بلد بودن کانون گل است
.............
از نظر آناتومیکی دستگاه تنفسی دو بخش میشه:
Upper respiratory tract (URT): از بيني شروع ميشه تا اون قسمتي از ناي كه هنوز وارد قفسه سينه نشده
Lower respiratory tract (URT): از اون قسمتي از ناي كه وارد قفسه سينه ميشه شروع ميشه تا آلوئول ها.
حالا اگه بخوايم جزیی تر بگيم داريم:
تقسيم بندي از نظر آناتوميكي:
1. ريه
2. مجاري هوايي : شامل ← 1. Conducting : بيني
حلق
حنجره
ناي
برونش
برونشيول
2. respiratory = آسينوس : برونشيول تنفسي
مجراي آلوئولي
كيسه آلوئولي
تقسيم بندي از نظر عملكردي:
1. conducting: مسيري براي حركت هوا
مطبوع كردن هوا ( conditioning of air): گرم و مرطوب و پاك سازي هوا
2. respiratory: محلي براي تبادل هوا ( gas exchange)
تقسيم بندي از نظر هيستولوژي:
1. conducting: ناي ← اپيتليوم تنفسي
5 لايه دارد: 1. سل هاي استوانه اي مژك دار
2. سل هاي قاعده اي يا كوتاه ( basal or short) : اين سلول ها قابليت تبديل به انواع ديگر سلول را هم دارن
3. سل هاي جامي موكوسي ( mucous gablet cells)
4. سل هاي برسي ( brush cells) : حاوي ميكروويلوس هاي زيادي اند كه در قاعده خود به اعصاب حسي آوران ميرسند و گويي سلول هاي حسي به حساب ميان.
۵. سل هاي دانه اي كوچك ( small granul): اين سلول ها بخشي از جمعيت سلول هاي نورواندوكرين منتشر اند
nasal cavity (حفره بيني) ← pharynx (حلق) شامل nasopharynx, oropharynx, laryngopharynx ← larynx
Trachea(ناي) ← bronchi (نايژه) ← bronchioles terminal (نايژك) ← respiratory bronchioles )1)←
← (2) alveolar duct alveolar sac (3)
(1) و (2) و (3) ← آسينوس
